امید فروردین، پژوهشگر و متخصص امور قناتهای ایران، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با اشاره به ظرفیتهای تاریخی، فنی و گردشگری قناتها اظهار کرد: ایران از غنیترین سرزمینها در زمینه میراث قنات است و این سازههای شگفتانگیز، علاوه بر تأمین آب در دورههای مختلف تاریخی، میتوانند به یکی از ظرفیتهای مهم گردشگری فرهنگی کشور تبدیل شوند؛ ظرفیتی که به اعتقاد او تاکنون به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
او با بیان اینکه فناوری قنات از دستاوردهای مهم ایرانیان باستان به شمار میرود، گفت: قنات در حدود ۳۷ کشور جهان وجود دارد و به اعتقاد من، ریشه فناوری و دانش حفر بسیاری از این قناتها به ایران بازمیگردد. حتی در برخی کشورهای دوردست، از جمله آمریکا، نمونههایی از قنات وجود دارد که قدمت آنها به حدود ۱۸۰ سال میرسد و روایتهایی از انتقال این دانش به دست گروههایی از ایرانیان مهاجر درباره آنها مطرح است.
این پژوهشگر با اشاره به شمار قناتهای فعال کشور افزود: بر اساس آماری که او به آن استناد میکند، حدود ۳۵ هزار رشته قنات در ایران همچنان آبده هستند و بخش بزرگی از این میراث، ریشه در دورههای پیش از اسلام دارد. به گفته فروردین، بسیاری از قناتهایی که در دورههای اسلامی مورد استفاده قرار گرفتهاند، در واقع مرمت و بازسازی سازههای قدیمیتر بودهاند.

گردشگری؛ ظرفیتی فراتر از کشاورزی
فروردین با انتقاد از کمتوجهی به جنبه گردشگری قناتها تصریح کرد: قنات به دلیل قرار گرفتن در زیر زمین، کمتر در معرض دید عموم قرار دارد و بازدید از آن نیز به دانش فنی، تجهیزات و رعایت الزامات ایمنی نیازمند است. همین ویژگیها موجب شده است که ظرفیت گردشگری این سازهها، بهجز در برخی نمونهها، کمتر شناخته و معرفی شود.
او ادامه داد: در شرایطی که خشکسالی و افت آبدهی بسیاری از قناتها را با مشکل مواجه کرده است، سرمایهگذاری حسابشده در گردشگری قنات میتواند به ایجاد درآمد و اشتغال برای جوامع محلی کمک کند. از نگاه من، درآمد حاصل از گردشگری در برخی قناتها حتی میتواند با درآمد فعالیتهای کشاورزی و باغداری قابل مقایسه نباشد.
این متخصص قنات با تأکید بر ضرورت نگاه چندوجهی به این میراث گفت: قنات صرفاً یک سازه برای انتقال آب نیست، بلکه مجموعهای از دانش فنی، نظام مدیریت منابع آب، فرهنگ اجتماعی و شیوههای تقسیم آب را در خود جای داده است. بنابراین، معرفی آن بهعنوان یک میراث زنده میتواند زمینهساز توسعه گردشگری فرهنگی و انتقال دانش تاریخی به نسلهای آینده باشد.
دوگانگی در مدیریت قناتها
این پژوهشگر در ارزیابی وضعیت مدیریت و احیای قناتها، از تعدد متولیان و تفاوت مأموریت دستگاههای اجرایی بهعنوان یکی از چالشهای مهم نام برد و گفت: در حوزه قنات، جهاد کشاورزی مسئولیتهایی در زمینه نگهداری و بهرهبرداری دارد و وزارت نیرو و مجموعههای مرتبط با مدیریت آب نیز در زمینه منابع آب زیرزمینی و کنترل برداشتها نقش ایفا میکنند. با این حال، گاهی اهداف و رویکردهای این دستگاهها با یکدیگر همراستا نیستند.
او افزود: از یک سو مدیریت منابع آب به کنترل برداشتها و حفاظت از سفرههای زیرزمینی نیاز دارد و از سوی دیگر، سیاستهای افزایش تولیدات کشاورزی ممکن است با افزایش مصرف آب همراه شود. در چنین شرایطی، برنامهریزی برای حفاظت و احیای قناتها باید با شناخت دقیق از وضعیت منابع آب و کارکرد واقعی این سازهها انجام شود.
فروردین با ابراز نگرانی از کمبود کارشناسان دارای تجربه میدانی در دستگاههای اجرایی اظهار کرد: شناخت قنات صرفاً با مطالعه اسناد و فعالیتهای اداری به دست نمیآید. کارشناسی که قرار است درباره مرمت یک قنات تصمیم بگیرد، باید با ساختار زیرزمینی آن، شیب مسیر، ترازکشی، جنس خاک، مسیر جریان آب و تفاوت بخشهای خشک و مرطوب قنات آشنایی عملی داشته باشد.
او توضیح داد: در عملیات مرمت، تشخیص نادرست وضعیت رسوبات در بخشهای مختلف قنات ممکن است به کاهش آبدهی منجر شود. رسوبات در بخش خشک و بخش دارای تراوش، کارکرد یکسانی ندارند و برخورد یکسان با آنها میتواند به ساختار و عملکرد قنات آسیب برساند. به همین دلیل، هرگونه اقدام برای احیا باید بر پایه شناخت فنی و تجربه میدانی انجام شود.

ضرورت اعتماد به خبرگان محلی
این متخصص قنات یکی از راهکارهای بهبود وضعیت مرمت را اعتماد بیشتر به نیروهای باتجربه محلی دانست و گفت: در برخی رویههای اجرایی، انجام پروژههای مرمت به شرکتهایی واگذار میشود که رتبههای فنی مشخصی دارند؛ اما داشتن تجربه در حوزههایی مانند آبیاری تحت فشار، پوشش انهار یا ساخت استخر، لزوماً به معنای برخورداری از دانش تخصصی قنات نیست.
او ادامه داد: ممکن است فردی سالها در زمینه مرمت قنات کار کرده باشد، اما به دلیل نداشتن برخی مدارک رسمی، امکان مشارکت مستقیم در پروژهها را پیدا نکند. این وضعیت میتواند میان ضوابط اداری و نیازهای واقعی حفاظت از قنات فاصله ایجاد کند.
فروردین تأکید کرد: دستگاههای مسئول باید راهی برای استفاده از تجربه خبرگان محلی پیدا کنند و در کنار رعایت ضوابط فنی و نظارتی، مهارت و سابقه عملی این افراد را نیز در فرایند انتخاب مجریان مورد توجه قرار دهند. به باور او، تزریق بودجه بدون برخورداری از دانش تخصصی و نظارت درست، نهتنها لزوماً به احیای قناتها کمک نمیکند، بلکه ممکن است روند تخریب آنها را سرعت ببخشد.
خلأ همکاریهای بینالمللی
این پژوهشگر با اشاره به پراکندگی قناتها در کشورهای مختلف، از نبود یک سازوکار مؤثر و شناختهشده برای همکاریهای بینالمللی در این زمینه انتقاد کرد و گفت: با وجود آنکه قنات در کشورهای متعددی وجود دارد، به اعتقاد من هنوز مرجع مشخصی که بتواند همکاریهای تخصصی میان این کشورها را سامان دهد و تبادل دانش و تجربه را پیش ببرد، به شکل مؤثر فعالیت نمیکند.
او افزود: توسعه همکاریهای بینالمللی میتواند زمینه تبادل تجربه در زمینه مرمت، حفاظت، معرفی فرهنگی و بهرهبرداری گردشگری از قناتها را فراهم کند؛ با این حال، برای ایفای چنین نقشی ابتدا باید مدیریت و حفاظت از قناتها در داخل کشور بر پایه دانش تخصصی و تجربه میدانی تقویت شود.
فرهنگ قنات؛ میراثی که ثبت و روایت نشده است
فروردین در بخش دیگری از سخنان خود به کمبود تولیدات فرهنگی و هنری درباره قنات اشاره کرد و گفت: با وجود جایگاه مهم قنات در تاریخ و زندگی اجتماعی ایرانیان، آثار شاخص و تأثیرگذار در حوزه ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، سینما و دیگر قالبهای فرهنگی درباره این میراث کمتر دیده میشود.
او با اشاره به نظامهای سنتی تقسیم آب توضیح داد: قنات تنها از نظر سازه و فناوری اهمیت ندارد؛ شیوههای تقسیم آب، ابزارهای اندازهگیری و واحدهای محلی نیز بخشی از دانش و فرهنگ این نظام به شمار میروند. این الگوها به اندازه کافی ثبت و مستند نشدهاند و ظرفیت زیادی برای پژوهش، روایتگری و معرفی عمومی دارند.
این متخصص قنات با تأکید بر نقش تمدنساز این سازهها اظهار کرد: قنات نمونهای از سازگاری جوامع انسانی با شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آب است. به باور من، این نظام در کنار تأمین آب، به شکلگیری سکونتگاهها، مناسبات اجتماعی و الگوهای پایدار تقسیم منابع کمک کرده است؛ از این رو باید آن را بخشی از میراث تمدنی ایران دانست.
بحران آب و فراموشی نظام سنتی تقسیم آب
فروردین در جمعبندی دیدگاه خود، تغییر معیارهای سنتی تقسیم آب را یکی از موضوعات قابل تأمل در بررسی بحران آب دانست و گفت: در نظامهای سنتی قنات، تقسیم آب در بسیاری از مناطق بر اساس زمان و با استفاده از ابزارها و واحدهای محلی مانند فنجان و پنگان انجام میشد؛ اما در نظامهای جدید، حجم آب به معیار اصلی تبدیل شده است.
او افزود: شناخت این نظامهای سنتی و ثبت دانش مربوط به آنها میتواند به درک بهتر رابطه جوامع محلی با منابع آب کمک کند. قنات و شیوههای مدیریت آن حاصل تجربه تاریخی طولانی در سازگاری با اقلیم بودهاند و توجه به این تجربهها، بهویژه در شرایط کمآبی، اهمیت دارد.
این پژوهشگر که به گفته خود حدود ۲۲ سال در زمینه مرمت قنات فعالیت داشته است، درباره حوزه کاریاش گفت: فعالیتهای او از حفر قناتهای جدید تا رفع ریزشها، لایروبی و تنظیم شیب کف قنات را دربرمیگیرد و در مجموع، بخشهای مختلف عملیات مرتبط با احیای قنات را شامل میشود.
فروردین در پایان تأکید کرد: قناتها همچنان میتوانند در کنار کارکردهای تاریخی و فرهنگی، ظرفیتهایی برای مدیریت پایدار آب و توسعه اقتصادی جوامع محلی داشته باشند؛ اما تحقق این ظرفیتها مستلزم حفاظت علمی، استفاده از تجربه خبرگان، مستندسازی فرهنگ قنات و برنامهریزی دقیق برای بهرهبرداری گردشگری است.
انتهای پیام/
نظر شما